ماجرای ملانصرالدین و نان مجانی
ماجرایی از ملانصرالدین نقل است که در صف نان ایستاده بود و چون شلوغ بود به نفرات جلویی میگفت که فلان جا نان مجانی میدهند و آنها را از صف به در میکرد و نهایتا خودش هم باورش شد و به همان محل موهوم رفت و پشت سر دیگران در صف نان مجانی ایستاد .
این ماجرا را نقل کردم برای اینکه بگویم ما برنامه نویسها هم گاهی وقتها مانند همان ملانصرالدین عمل میکنیم و در مکان اشتباه پشت سر سایرین می ایستیم.
در خصوص یک مساله مرتبط با بیمه و تامین اجتماعی سئوالی برایم مطرح شده بود فکر کردم که بروم و سایت سازمان تامین اجتماعی را بگردم و نهایتا پس از مدتی به این فکر افتادم که در بخش پاسخ به سئوالات سئوالم را مطرح کنم و منتظر جواب بنشینم .
چندین روزگذشته ، مشکل منهم با پرسیدن از یکی از دوستان رفع شده ولی هنوز هربار که به سایت تامین اجتماعی میروم و کد رهگیری را وارد میکنم همچنان پیغام میدهد:
درخواست شما در دست بررسي است. لطفا آنرا مجددا پيگيري نماييد.
همه ما میدانیم که اکثر این بخشهای پاسخگویی هیچوقت توسط مدیران سایت کنترل نمیشوند و هیچوقت هم کارمندان آن سازمان برای سئوالات مطرح شده در آن اهمیتی قائل نیستند ولی لذت انجام بعضی از کارها بصورت الکترونیکی آنقدر دلپذیر است که بازهم میخواهیم مثل سایر مردمی که همه روزه به اینگونه بخشها مراجعه میکنند یکبار دیگر آزمایش کنیم شاید که نتیجه بگیریم .
بسیار دیده ام افرادی را که تصور میکنند در آنطرف این سایت فردی نشسته و شماره پیگیری را کنترل کرده و نهایتا مثل چت کردن پاسخ داده که در حال بررسی است .ایکاش برنامه نویس نبودم و نمیدانستم که آنچه دیده ام پیغام متنی از پیش آماده ای است که توسط همین نرم افزار مدیریت محتوا برای من ارسال شده ...
این مطلب را هم بخوانید ...
