تبليغاتX
نوشته های کاوه یزدی نژاد

نوشته های کاوه یزدی نژاد

این وبلاگ حاوی مطالبی است که براساس مطالعات و یا تجربیات خودم به آنها دست پیدا کرده ام

به دنبال مروارید ارزان و غلطان ....

بدون هیچ خجالت و تاسفی باید بگویم که در طی ۱۴ سال سابقه کار در زمینه برنامه نویسی و کارهای کامپیوتری ،  شاید 1400 بار !! برای استخدام شدن مصاحبه داده باشم .  این تعداد که البته در آن زیاده روی کرده ام به این معنی نیست که من همیشه از محل کارم اخراج میشده ام .
ماجرای خاطرات شغلی و کاری یک برنامه نویس از آن ماجراهایی است که اگر نوشته و چاپ شود ، میتواند رقیب کتابهایی مثل بینوایان و یا جنایت و مکافات باشد.

به چه دلیل ؟
برای عده زیادی ، برنامه نویسی یک تفنن و تفریح محسوب میشود. کارشان چیز دیگری است و ممکن است شبها قبل از خوابیدن مقداری هم کد نویسی کنند ، بعد از مدتی هم چیزی تهیه میشود که بالاخره برای آن چندخریدار هم پیدا میشود و اضافه درآمدی هم نصیب آن آقا یا خانم خواهد نمود .
وقتیکه شما تصمیم میگیرید خرج زندگی خودتان را از راه کاری بنام  برنامه نویسی تامین کنید و به محض اینکه بطور حرفه ای شروع به اینکار مینمایید ، باید تکلیف یک مساله را پیش خودتان روشن کنید :چه نوع برنامه نویسی خواهید بود ؟بیش از دو حالت برای تصمیم گیری شما وجود نخواهد داشت :

برنامه نویس سواری گیرنده :
در این حالت شما باری بردوش سایر همکارانتان خواهید بود، هیچ کاری را انجام نمیدهید مگر اینکه از شما خواسته شده باشد، اینکه پروژه ای باید در تاریخ مشخصی تمام شود برای شما هیچ اهمیتی ندارد ، وجود باگ و یا هرنوع اشکال دیگر در کدهایی که نوشته اید مشکل شما نیست بلکه مشکل همکارانتان است !!
اطلاعات فنی مورد نیازتان هیچوقت در اینترنت وجود ندارد و فقط برروی زبان سایر همکارانتان قابل یافت شدن میباشد !
وقتیکه ساعت کاری تمام شد شما دیگر هیچ مسئولیتی در قبال هیچ چیزی ندارید و چون پدر همسرتان و یا پدر خودتان بعداز ظهر مهمان شما هستند باید زودتر تشریف ببرید (اگر نهار در شرکت آماده شود مهمانی شما هم بطور تصادفی لغو میشود)
در زمان تحویل و آموزش سیستم به مشتریان هم  معمولا به بهانه اینکه بخشهای اصلی نرم افزار را ننوشته اید و از کدهای فلان همکارتان سر در نمی آورید ، توان کمک کردن به همکارانتان را ندارید ...

برنامه نویس خودمحور :
در این حالت شما علاوه بر اینکه بدبختی ها و مشکلات خودتان را باید رفع کنید باید مسئولیت کارهای یک یا چند برنامه نویس دیگر راهم تقبل نمایید . باید کدهایشان را کنترل و رفع اشکال کنید و اطلاعات فنی مورد نیازشان را تهیه کنید ، وقتیکه زمان تحویل پروژه نزدیک میشود و کارها از برنامه عقبتر است باید تا نیمه شب در شرکت بمانید و یا اگر لازم باشد باید در هر ساعت آماده رفتن از منزل  به شرکت باشید تا بعضی مشکلات را رفع نمایید، بعضی مواقع علاوه بر نهار باید از خوردن شام هم و صبحانه روز بعد هم صرفنظر کنید و نهایتا در زمان تحویل کار به سفارش دهنده ، این شما هستید که باید همه چیز را بلد باشید و از تمام جزئیات عملکرد نرم افزار هم اطلاع داشته باشید ...

 اما این مقدمه طولانی به این دلیل ذکر شده که به مساله اصلی این پست برسم :
نگرش کارفرمایان به نیروی انسانی

ساده لوح ترین و بیسواد ترین کارفرمایان هم به سادگی متوجه میزان مهارت و توانایی های نیروی انسانی خود میشوند ، همه این افراد میدانند که استفاده از نیروهای فعال و کارآمد و دارای پتانسیل بالا برای آنها بهتر و بی دردسر تر است .
اما آنچه که کارفرمایان معمولا درمورد آن خودشان را به بی اطلاعی میزنند این است که انتظارات و نیازهای یک نیروی خودمحور  و به تعبیر خیلی راحت ، (قیمت) یک نیروی خود محور با قیمت یک نیروی سواری گیرنده تفاوت دارد.
این قابل قبول نیست که فردی مسئولیت پذیر ، فعال و کارآمد همان حقوق و مزایایی را دریافت کندکه یک نیروی کار بی خاصیت و نا کارآمد دریافت میکند .

 در مورد خودم بخاطر دارم که یکبار برای استخدام به یک شرکت نرم افزاری معتبر با رتبه خیلی خوب از شورای عالی انفورماتیک مراجعه کرده بودم . پس از ساعتها مصاحبه ، بررسی نمونه کارهای قبلی و انجام چند تست عملی نهایتا پس از تمجید و تعریفهای بسیار زیاد ،  در مورد استخدام من اعلام موافقت نمودند . اما مشکل از زمانی شروع شد که من مبلغ حقوق درخواستی خودم را اعلام کردم. این مبلغ چندان سنگین نبود بلکه فقط ۵۰٪ بیشتر از مبلغی بود که در آن زمان پرداخت میشد.
جمله مدیر عامل آن شرکت را هیچوقت فراموش نمیکنم ، ما در اینجا برای پرداخت حقوق دارای یکسری ضوابط هستیم ... و ضوابط آن شرکت به این صورت بود که من باید همان حقوقی را میگرفتم که به یک برنامه نویس تازه کار پرداخت میشد .

نهایتا از همکاری با آن شرکت صرفنظر نمودم و جالب اینجا بود که از آن پس بارها از آن شرکت تماس گرفتند تا از تصمیم نهایی من مطلع شوند . از عجایب روزگار این بود که آقایی که با من تماس میگرفت همیشه تاکید میکرد "ما به شدت به افرادی مثل شما نیاز داریم " ولی متاسفانه وقتیکه من تاکید میکردم که منهم به آن مبلغ حقوق نیازدارم ، کسی به حرف من گوش نمیداد ....

نتیجه نهایی:
بسیاری از کارفرمایان میخواهند که بهترین نیروی کار را در اختیار داشته باشند اما هزینه یک نیروی کار  عادی را پرداخت نمایند و این امر معولا شدنی نیست .
معمولا کارفرمایان توجه نمیکنند که وقتی یکنفر به موضوعات مختلفی مسلط است و مثلا در زمینه برنامه نویسی به چندین زبان مختلف و چندین متد مختلف تسلط دارد ، این توانایی بصورت OnBoard در وی وجود نداشته ، بلکه برای آن هزینه ای اعم از مالی و یا زمانی صرف شده و حالا کارفرما در ازای استفاده از توانایی های این فرد باید قسمتی از این هزینه را پرداخت نماید ...
 نتیجه این تفکر نادرست در این است که نیروهای متخصص ما همیشه در حال جستجو برای کار مناسب هستند و کارفرمایان ما هم همیشه به دنبال نیروی کار مناسب !!

خوانندگان محترم لطفا در خصوص این پست حتما نظر بدهند

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 23:31  توسط کاوه یزدی نژاد  | 

مطالب قدیمی‌تر