<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>نوشته های کاوه یزدی نژاد</title>
<link>http://kavehyn.blogfa.com/</link>
<description>این وبلاگ حاوی مطالبی است که براساس مطالعات و یا تجربیات خودم به آنها دست پیدا کرده ام </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 15 Dec 2009 12:41:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>سازمانهای الکترونیکی</title>
<link>http://kavehyn.blogfa.com/post-90.aspx</link>
<description>امروز هیچ برنامه ای برای نوشتن نداشتم ولی به هرحال بهانه نوشتن همیشه پیدا میشود. چند دقیقه قبل ایمیلی برای یک سازمان دولتی فرستاده بودم که جواب خیلی خوبی هم دریافت کردم و حیفم آمد که جواب را در وبلاگ نگذارم &lt;A href=&quot;http://www.imgplace.com/viewimg43/3732/701p.jpg&quot; target=_blank&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 557px; HEIGHT: 276px&quot; height=137 alt=&quot;free image hosting&quot; src=&quot;http://www.imgplace.com/img43/3732/701p.jpg&quot; width=575 border=0&gt;&lt;/A&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در تصویر بالا آدرس ایمیل مقصد را حذف کرده ام . به کلمه Modir توجه کنید. امیدوارم که مدیر مورد اشاره در این آدرس حداقل ایمیلهایش را خوانده باشد . بارها از خودم پرسیده ام کدامیک ناپسند تر است ؟ اعلام کردن این مساله که مدیر ما پست الکترونیکی ندارد یا دادن پست الکترونیکی به مردم و امیدوار نمودن آنها به دریافت جواب و بعد ناامید نمودن آنها ؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; اما تصویر ذیل را بطور تصادفی با استفاده از موبایل از یک دستگاه خدمت رسانی گرفتم. آنچه که از ظاهر امر مشخص است این است که این دستگاه اطلاع رسانی ویروسی شده و ظاهرا وظیفه پاک کردن ویروسها به مردم واگذار شده است .... سئوال اینجاست که اولا این دستگاه چطور ویروسی شده و ثانیا ویروسی بودن  چنین دستگاهی چقدر در امنیت آن تاثیر خواهد داشت ؟ اگر براثر آلودگی این دستگاه به یک بدافزار ، حساب بانکی فردی دچار مشکل شود چه کسی پاسخگو خواهد بود ؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.imgplace.com/viewimg43/2467/45dsc01503.jpg&quot; target=_blank&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 382px; HEIGHT: 241px&quot; height=1032 alt=&quot;free image hosting&quot; src=&quot;http://www.imgplace.com/img43/2467/45dsc01503.jpg&quot; width=1292 border=0&gt;&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و اما این عکس دیگر که در پایین نمایش داده شده ماجرایی جالبتر دارد :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.imgplace.com/viewimg43/7724/27dsc01508.jpg&quot; target=_blank&gt;&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.imgplace.com/viewimg526/2729/86dsc01508.jpg&quot; target=_blank&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 414px; HEIGHT: 420px&quot; height=997 alt=&quot;free image hosting&quot; src=&quot;http://www.imgplace.com/img526/2729/86dsc01508.jpg&quot; width=1151 border=0&gt;&lt;/A&gt; 
&lt;P&gt;در بالای این صفحه نوشته شده است برنامه اختلال در خطوط تلفن . برنامه مناسبی هم تهیه شده فقط یک اشکال کوچک دارد و آن این است که هیچکس کدپیج های مناسب را روی ویندوز نصب نکرده است ...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 15 Dec 2009 12:41:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kavehyn&amp;postid=90</comments>
<dc:creator>kavehyn</dc:creator>
<guid>http://kavehyn.blogfa.com/post-90.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ماجرای ملانصرالدین و نان مجانی</title>
<link>http://kavehyn.blogfa.com/post-89.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;ماجرایی از ملانصرالدین نقل است که در صف نان ایستاده بود و چون شلوغ بود به نفرات جلویی میگفت که فلان جا نان مجانی میدهند و آنها را از صف به در میکرد و نهایتا خودش هم باورش شد و به همان محل موهوم رفت و پشت سر دیگران در صف نان مجانی ایستاد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این ماجرا را نقل کردم برای اینکه بگویم ما برنامه نویسها هم گاهی وقتها مانند همان ملانصرالدین عمل میکنیم و در مکان اشتباه پشت سر سایرین می ایستیم.&lt;BR&gt;در خصوص یک مساله مرتبط با بیمه و تامین اجتماعی سئوالی برایم مطرح شده بود فکر کردم که بروم و سایت سازمان تامین اجتماعی  را بگردم و نهایتا پس از مدتی به این فکر افتادم که در بخش پاسخ به سئوالات سئوالم را مطرح کنم و منتظر جواب بنشینم . &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;چندین روزگذشته ، مشکل منهم با پرسیدن از یکی از دوستان رفع شده ولی هنوز هربار که به سایت تامین اجتماعی میروم و کد رهگیری را وارد میکنم همچنان پیغام میدهد:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;درخواست شما در دست بررسي است. لطفا آنرا مجددا پيگيري نماييد.&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;همه ما میدانیم که اکثر این بخشهای پاسخگویی هیچوقت توسط مدیران سایت کنترل نمیشوند و هیچوقت هم کارمندان آن سازمان برای سئوالات مطرح شده در آن اهمیتی قائل نیستند ولی لذت انجام بعضی از کارها بصورت الکترونیکی آنقدر دلپذیر است که بازهم میخواهیم مثل سایر مردمی که همه روزه به اینگونه بخشها مراجعه میکنند یکبار دیگر آزمایش کنیم شاید که نتیجه بگیریم .&lt;BR&gt; بسیار دیده ام افرادی را که تصور میکنند در آنطرف این سایت فردی نشسته و شماره پیگیری را کنترل کرده و نهایتا مثل چت کردن پاسخ داده که در حال بررسی است .ایکاش برنامه نویس نبودم و نمیدانستم که آنچه دیده ام پیغام متنی از پیش آماده ای است که توسط همین نرم افزار مدیریت محتوا برای من ارسال شده ...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://www.kavehyn.blogfa.com/post-88.aspx&quot; target=_Self&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#ff0000&gt;این&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; مطلب را هم بخوانید ...&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 03 Dec 2009 13:00:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kavehyn&amp;postid=89</comments>
<dc:creator>kavehyn</dc:creator>
<guid>http://kavehyn.blogfa.com/post-89.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مدیریت پروژه</title>
<link>http://kavehyn.blogfa.com/post-88.aspx</link>
<description>بعضی از علاقمندان ممکن است بدانند که روز جمعه ۱۳/۰۹/۸۸ زمان برگزاری آزمون مشاوران سازمان نظام صنفی رایانه ای است .&lt;BR&gt;سئوالات عمومی را از سایت گرفته ام و نگاه میکنم . سئوالی بسیار جالب بود &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چه کسی مسئول تحویل موفقیت آمیز پروژه است ؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;قصد بحث در خصوص سئوال بالا را ندارم . جواب را بلد نبودم و سعی کردم در گوگل جواب را پیدا کنم . وفتی که متن بالا را در جعبه متن معرف گوگل Paste کردم و یک کلیک کوچک هم انجام دادم ، انتظار دیدن هرنوع جوابی را داشتم الا آنچه که گوگل !! جواب داد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 02 Dec 2009 14:23:36 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kavehyn&amp;postid=88</comments>
<dc:creator>kavehyn</dc:creator>
<guid>http://kavehyn.blogfa.com/post-88.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>انسانها ...</title>
<link>http://kavehyn.blogfa.com/post-87.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بطور تصادفی فرصتی دست داده بود که مطالبی درخصوص موجودات ناشناخته و عجیب الخلقه مطالعه کنم . نمونه ای از مطالبی که خواندم در &lt;A href=&quot;http://yahoo2.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;این آدرس&lt;/A&gt; قابل مشاهده است .&lt;BR&gt;جدا از درست بودن و یانبودن مطالب و عکسهای مرتبط با این موجودات ، اکثرا یک چیز مشترک در سرنوشت تمام این موجودات وجود داشت : همه آنها به دست انسانها کشته شده بودند ...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 15 Nov 2009 15:37:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kavehyn&amp;postid=87</comments>
<dc:creator>kavehyn</dc:creator>
<guid>http://kavehyn.blogfa.com/post-87.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ویروسهای حسابدار </title>
<link>http://kavehyn.blogfa.com/post-86.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;زمانی که &lt;A href=&quot;http://kavehyn.blogfa.com/post-85.aspx&quot;&gt;به این مشتری&lt;/A&gt; سرزده بودم تا ببینم که اوضاع از چه قرار است یک کار نسجیده انجام دادم و آن اعلام این مساله بود که دستگاه ویروسی است . همان روز خودم آنرا فرمت کردم و ویندوز و همه چیزهای دیگر را مجددا نصب کردم .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;از همان روز نرم افزار حسابداری این آقا دچار مشکل شده است و مانده حسابها در نرم افزار با مانده حسابهای بانکی مغایرت پیدا کرده .حسابدار محترم میفرمایند از روزی که دستگاه ویروسی شده حسابها مغایرت پیدا کرده اندو بعضی از اسناد توسط ویروسها حذف میشوند.چندروز وقت ما تلف شد تا تمام Log های بانک اطلاعاتی و برنامه خودمان را به دنبال اسناد مورد نظر آقای حسابدار بگردیم و نهایتا متوجه شدیم که این اسناد هیچوقت ثبت نشده بودند .احتمالا ویروس آنقدر حرفه ای است که برنامه ما و SQL Server را بطور همزمان هک کرده .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مدتی است که برای شرکتمان به دنبال یک DBA میگردیم . به این فکر افتادم که این ویروس مسلط به برنامه نویسی و بانک اطلاعاتی و آشنا به نرم افزارهای حسابداری  را برای شرکتمان استخدام کنم ....&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 10 Nov 2009 07:34:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kavehyn&amp;postid=86</comments>
<dc:creator>kavehyn</dc:creator>
<guid>http://kavehyn.blogfa.com/post-86.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کاربران بی گناه ...</title>
<link>http://kavehyn.blogfa.com/post-85.aspx</link>
<description>یکی از مشتریان تماس میگیرد و پس از کلی شکایت اعلام میکند که نرم افزار ما از کار افتاده و اگر تا آخر وقت یکنفر را نفرستیم تا مشکلش را رفع کند چنین و چنان میکند ...
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خودم به محل مراجعه میکنم ، میبینم که ویندوز عوض شده ، SQL اشتباه نصب شده ،  Net Frame Work نصب نیست ولی Short Cut برنامه ما روی Desktop خودنمایی میکند ، بجای ضدویروسی که ما برای مشتریان نصب میکنیم ضدویروس AVG نصب شده و دستگاه هم ویروسی است ....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;میپرسم که ویندوز را عوض کرده اید ؟ میگویند نه &lt;BR&gt;میپرسم کسی به دستگاه شما دست زده است ؟ میگویند نه &lt;BR&gt;میپرسم چه کسی برنامه را برایتان نصب کرده ؟ میگویند خودشما &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این وسط من متحیر مانده ام که چرا هیچ چیز یادم نیست و چرا همه چیز را اشتباه نصب کرده ام و AVG را از کجا آورده ام ....&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 25 Oct 2009 20:47:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kavehyn&amp;postid=85</comments>
<dc:creator>kavehyn</dc:creator>
<guid>http://kavehyn.blogfa.com/post-85.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گزارشات مدیریتی</title>
<link>http://kavehyn.blogfa.com/post-84.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;تقریبا همه برنامه نویسها مجبورند در پایان پروژه شان این بخش راهم به برنامه اضافه کنند . کسانیکه با کار ما آشنا نیستند تصور میکنند که این قسمت شامل گزارشات بسیار سنگین و یا آنچنانی است که فقط به درد مدیران یک مجموعه میخورد .متاسفانه این نظر فقط در درصد کمی از پروژه های صحیح است .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;درخصوص دیگران اطلاع ندارم ولی برای خود من پس از سالها برنامه نویسی و تماس داشتن با مدیران و روسای مختلف ، دیدن فردی بر مسند مدیریت که ساده ترین توانایی های استفاده از کامپیوتر را ندارد تبدیل به مساله ای عادی و روزمره شده است . در چنین مواردی از همان لحظه اول مشخص است که ما برای گرفتن تاییدیه نرم افزار و از آن مهمتر برای گرفتن پول نرم افزار مشکلات زیادی در پیش رو خواهیم داشت . &lt;BR&gt;بسیاری از مدیران ما در سازمانهای دولتی و بعضا مدیران بخش خصوصی ، حداکثر توانشان در حد روشن کردن یک کامپیوتر است و اگر ببینید که رمز عبورشان را درست وارد کرده و یک کلیک هم برروی دکمه OK انجام داده اند باید آنرا به حساب یک عمل خارق العاده و استثنائی بگذارید . چطور میتوان با چنین افرادی درخصوص یک نرم افزار یکپارچه و یا هرنوع اتوماسیون دیگری صحبت کرد و وی را قانع نمود که کار به بهترین نحو ممکن انجام شده است ؟ متاسفانه بخش های مالی و حسابداری هم تازمانی که تاییدیه این فرد را دریافت نکنند هزینه مربوط به نرم افزار را به ما پرداخت نخواهند کرد .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در خیلی از مواقع ، تنها راه حل ممکن اضافه نمودن بخشی بنام گزارشات مدیریتی است ، این بخش معمولا یک فرم است که یکسری عدد و رقم را نمایش میدهد و همه آنها را هم بطور خودکار درزمان اجرا شدن فرم حساب میکند و نهایتا چند نمودار هم چاشنی پایان کار خواهد گردید . بخش (گزارشات مدیریتی) نیاز به حتی یک کلیک معمولی از طرف مدیر محترم ندارد ، نیاز به ذکر تاریخ یا مشخص نمودن بازه زمانی مورد نظر نیز ندارد و ماهم نیازی نداریم که برخلاف سایر بخشهای برنامه که توسط سایر پرسنل آزمایش  و کنترل میشود نگران خروجی این بخش باشیم . این بخش برای فرد یا افرادی تهیه شده است که دلشان به دیدن مشتی عدد و رقم و چند نمودار عجیب و غریب خوش خواهد بود و وسیله فخر فروشی آنها به سایر افرادی خواهد بود که  بعدا در اتاقشان که به بهترین نحو دکوراسیون آن انجام شده و LCD و کامپیوتری پیشرفته هم در آن قراردارد مهمان آنها خواهند شد ....&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ایجاد چنین بخشهایی در یک نرم افزار چیزی است که همواره از آن نفرت داشته ام ولی نکته عجیب این  استکه هم من ، هم معاون مدیر ، هم حسابدار و هم سایر نزدیکان مدیر میدانند که هیچ راه حل دیگری نیست ...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 08 Oct 2009 14:39:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kavehyn&amp;postid=84</comments>
<dc:creator>kavehyn</dc:creator>
<guid>http://kavehyn.blogfa.com/post-84.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دردسرهای فروش یک نرم افزار</title>
<link>http://kavehyn.blogfa.com/post-83.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;یکی از سازمانهای دولتی در جنوب غرب کشور  علاقمند به خریداری یکی از نرم افزار های ما شده بود و ما در شمال شرق کشور هستیم  . سه نوبت برایشان کاتالوگ و شرح سیستم را ارسال کردیم . یکبار فردی را فرستادند و ما نسخه نمایشی نرم افزار را به همراه شرح کامل سیستم و حتی یک فایل AVI یک ساعته که تمام برنامه را شرح میداد تحویل دادیم که ببرند و بررسی کنند .&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;هفته قبل از آن سازمان تماس گرفته اند و برسر قیمت نرم افزار چانه زده اند تا بالاخره تخفیفی که میخواستند را از ما گرفتند .بعد از چندین بار تماس بالاخره نامه ای از دفتر مدیرعامل سازمان برای ما فاکس شده ، اسم شرکت ما را اشتباه نوشته بودند. یکی از همکاران حدس زد که احتمالا حتی یکبار هم کاتالوگها و نامه های مارا نگاه نکرده اند وگرنه اسم شرکت را که بالای تمام صفحات نوشته شده باید یاد میگرفتند .&lt;BR&gt;نامه جمعا دوخط بود : شرکت محترم .... مستدعیست نسبت به نصب نرم افزار مورد نیاز واحد .... اقدام فرمایید .&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بخش فروش ما خوشحال بود که بالاخره اینهمه تماس گرفتن و کاغذ بازی کردن نتیجه داد و ماهم خوشحال بودیم که برنامه مان یکبار دیگر فروخته شده . یکی از همکاران روز عید فطر (یکشنبه ) حرکت کرد تا روز دوشنبه در محل باشد.در طول این مدت چندین نسخه از نرم افزار در مکانهای مختلف نصب کرده و چندین نفر را آموزش داده و البته به دنبال امضا شدن قرارداد فروش نرم افزار هم بوده ،  امروز جمعه است و همکار بیچاره ما امروز به سر خانه و زندگیش برگشت و نتیجه این ماموریت یک هفته ای برای ما اطلاع از شرایط اعلام شده این سازمان به شرح ذیل است :&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;● دو ماه نصب آزمایشی نرم افزار قبل از خرید&lt;BR&gt;●اضافه شدن چندین بخش جدید به نرم افزار که بایدتا یکماه دیگر تحویل شود&lt;BR&gt;●یکسال پشتیبانی رایگان بعد از فروش&lt;BR&gt;●هماهنگی با واحد فن آوری اطلاعات سازمان مربوطه جهت تایید بخشهای اضافه شده &lt;BR&gt;● عقد قرارداد  و پرداخت هزینه نرم افزار بعد از طی شدن تمام این مراحل !&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;این دفعه اول نیست . این سناریو ماجرای همیشگی فروش نرم افزار به ادارات دولتی است که اگر یک روز برای ما تکرار نشود آن روز شب نخواهد شد ...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 25 Sep 2009 21:08:59 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kavehyn&amp;postid=83</comments>
<dc:creator>kavehyn</dc:creator>
<guid>http://kavehyn.blogfa.com/post-83.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بیکاری در صنعت نرم افزار - 2 </title>
<link>http://kavehyn.blogfa.com/post-82.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;دوست عزیز من آقای &lt;A href=&quot;http://hajloo.wordpress.com/&quot; target=_blank&gt;حاجلو&lt;/A&gt; نظری نوشتند درخصوص &lt;A href=&quot;http://www.kavehyn.blogfa.com/post-81.aspx&quot; target=_blank&gt;پست قبلی&lt;/A&gt;  مربوط به بیکاری در صنعت نرم افزار . در این پست سعی کردم با کمی اصلاحات هم نظر خودم را بهتر بیان کنم و هم از ایجاد تضاد باسایر واقعیات این صنعت در کشورخودمان جلوگیری کنم&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مدتی پیش فکر میکردم که چرا بعضی از همکاران ما ادعا میکنند که بازار نرم افزار خراب است و فرصتهای شغلی کم و بعضا مجبورند که هرچندماه را در یک شرکت بگذرانند و بعد دوباره دنبال کارجدید بگردند....&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اوضاع بازار نرم افزار چندان جالب نیست، تعداد پروژه های خوب کم است و شرکتها در رقابتهای تنگاتنگ باهم هستند و مجبورند که دراین آشفته بازار برای اینکه کارها را بگیرند قیمتها را بشدت پایین بیاورند و بعضا پروژه را با قیمتی انجام میدهد که فقط هزینه های پروژه جبران شود و معمولا چیزی برای شرکت بعنوان سود باقی نمیماند و اگر بماند آنقدر ناچیز است که کسی را هیجان زده نمیکند .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اما بخشی از بیکاریهای موجود در بازار نرم افزار ایران نه به دلیل اوضاع بداقتصادی بلکه به دلیل اوضاع بد برنامه نویسها پیش می آید. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در اوضاع کاری خودم و اطرفیانم که دقت کردم دیدم که اکثرا افرادی هستند که چندین پروژه جاری در اختیار دارند و بیشتر از کمبود وقت گلایه دارند تا کمبود کار . این مساله ربطی به جنسیت هم ندارد و باوجود حضور چندین نفر خانم برنامه نویس در جمع ما بازهم شاهدم که آنها هم با وجود سن و سال پایین بازهم مشکلی بنام کار پیدا کردن ندارند و اگر یکروز تصمیم به جداشدن از جمع ما بگیرند حتما روز بعد در محل دیگری شاغل هستند و پروژه های شخصی خودشان هم که همواره در جریان است . وجه مشترک تمام این افراد مطالعه ، فعالیت زیاد و بعضا آینده نگری های بلند مدت و کمی علاقه به انجام کارهای مختلف بجز نشستن پشت کامپیوتر و کدنویسی میباشد .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;چندی پیش به دنبال تعدادی نیروی برنامه نویس برای یک پروژه میگشتیم و پیدا نکردیم. نه به این معنی که برنامه نویس وجود نداشت . نردیک به ۱۵ نفر را شخصا مصاحبه کردم و مجبور شدم همه آنها را رد کنم. سایر همکاران هم تعدادی مصاحبه برگزار کردند و نهایتا از ۸ نفر دعوت کردیم که در یک دوره آزمایشی دو هفته ای با ما همکاری کنند تا بتوانیم آنها را ارزیابی کنیم . با وجود اینکه به ۵ برنامه نویس احتیاج داشتیم و به حساب خودمان کمی هم بیشتر از ظرفیت پذیرش کرده بودیم صرفا موفق شدیم دو نفر را استخدام کنیم . دلایل اینکه از خیر استخدام سایرین گذشتیم و تصمیم گرفتیم که با حداقل نیرو کارکنیم به شرح ذیل بود :&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;● قرار  بود از اینترنت مطلبی را پیدا کنند ولی گفتند که مطلب فارسی پیدا نکرده اند و از مطالب انگلیسی هم سر در نمی آورند. متاسفانه مهندسین نرم افزار ما توان انجام یک جستجوی معمولی برروی اینترنت را هم نداشتند و وقتیکه هم که جستجو میکردند توان اینکه بفهمند آیا نتیجه به دست آمده متناسب با مطلب خواسته شده است یا نه برای بسیاری از آنها غیر ممکن بود .&lt;BR&gt;●خواسته بودیم برای جلو انداختن پروژه شان یک روز جمعه را در شرکت حضور داشته باشند ولی از پنجشنبه اکثرشان موبایلهایشان را خاموش کرده بودند و یا به sms های ارسال شده ما جواب نداند .&lt;BR&gt;●خواسته بودیم که چندنفره یک طرح ده صفحه ای برای یک نرم افزار بنویسند ولی چنان با بی علاقگی اینکار را انجام دادند که سرجمع مطالبشان به دو صفحه هم نرسید.جالب اینجاست که برای این امر توجیه داشتندکه چون این طرح ممکن است که مورد قبول مشتری قرار نگیرد پس انرژِی گذاشتن برای آن فایده ای ندارد .&lt;BR&gt;●میخواستیم چندنفرشان برنامه ای را یادبگیرند تا هفته بعد برای یکی از مشتریان برنامه را ارائه کنند ولی به شخصیتشان برخورده بود.&lt;BR&gt;●عدم علاقه به یادگرفتن مطالب جدید و یا پیروی از قوانین و روشهایی که دیگران کارمیکنند نیز مشکلی دیگر بود که ما نتوانستیم آنرا رفع کنیم.  بارها یک روش خاص را یاد میدادیم و بعد متوجه میشدیم که در برنامه نویسی از روش دیگری که خودشان بلد بوده اند استفاده کرده اند و توجهی به این مساله که نرم افزار باید یک دست نوشته شود ندارند. &lt;BR&gt;●چند نفری بودند که در برنامه نویسی فاقد اطلاعات کافی بودند ، کتابی از مایکروسافت را دادیم که شبها در منزل بخوانند و کمی با حال و هوای برنامه نویسی دات نت آشنا شوند ولی دیدیم که روزها میگذرد و این کتاب همچنان نخوانده باقی مانده است و بالطبع ماهم از داشتن یک برنامه نویس با حداقل اطلاعات محروم مانده ایم .&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مشکلات دیگری هم بود ،مثلا انتظار داشتند نامه ها و گزارشاتشان را منشی شرکت تایپ کند و یا دیگران لقمه های حاضر آماده را برایشان مهیا کنند تا یک خط کد بنویسیند. جمله ای که همیشه در این موارد شنیدم این بود &quot;ما فقط میخواهیم برنامه نویسی کنیم &quot;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;اگرچه ادعا نمیکنم که بازار نرم افزار ایران یک بازار عالی با درآمد سرشار است ولی قویا اعتقاد دارم که میزان کار و درآمد نرم افزاری ها به روحیه  و توانایی های شخصی خودشان نیز بستگی دارد.&lt;BR&gt;در کشور ما عده زیادی وجوددارند که فاقد هرنوع شغل و درآمد هستند و به هرحال میتوانند کاری با حداقل حقوق برای خودشان دست و پاکنند ولی به دلیل نداشتن روحیات و پشتکار لازم  و همچنین عدم علاقه به یادگیری مطالب جدید ، همواره فرصتهای شغلی اطراف خود را از دست میدهند و گناه اینکار را به گردن اقتصاد کشور می اندازند .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 23 Sep 2009 09:16:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kavehyn&amp;postid=82</comments>
<dc:creator>kavehyn</dc:creator>
<guid>http://kavehyn.blogfa.com/post-82.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بیکاری در صنعت نرم افزار ایران</title>
<link>http://kavehyn.blogfa.com/post-81.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;مدتی پیش فکر میکردم که چرا بعضی از همکاران ما ادعا میکنند که بازار نرم افزار خراب است و فرصتهای شغلی کم و بعضا تصمیم دارند که عطای اینکار را ببخشند و بروند به کار دیگری مشغول شوند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در اوضاع کاری خودم و اطرفیانم که دقت کردم دیدم که اکثرا افرادی هستند که چندین پروژه جاری در اختیار دارند و بیشتر از کمبود وقت گلایه دارند تا کمبود کار . این مساله ربطی به جنسیت هم ندارد و باوجود حضور چندین نفر خانم برنامه نویس در جمع ما بازهم شاهدم که آنها هم با وجود سن و سال پایین بازهم مشکلی بنام کار پیدا کردن ندارند و اگر یکروز تصمیم به جداشدن از جمع ما بگیرند حتما روز بعد در محل دیگری شاغل هستند و پروژه های شخصی خودشان هم که همواره در جریان است .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;چندی پیش به دنبال تعدادی نیروی برنامه نویس برای یک پروژه میگشتیم و پیدا نکردیم. نه به این معنی که برنامه نویس وجود نداشت . نردیک به ۱۵ نفر را شخصا مصاحبه کردم و مجبور شدم همه آنها را رد کنم. سایر همکاران هم تعدادی مصاحبه برگزار کردند و نهایتا از مجموع چندنفری که یک دوره آزمایشی دو هفته ای با ما همکاری کردند  فقط دو نفر را استخدام کردیم. &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;قرار  بود از اینترنت مطلبی را پیدا کنند ولی گفتند که مطلب فارسی پیدا نکرده اند و از مطالب انگلیسی هم سر در نمی آورند.&lt;BR&gt;خواسته بودیم برای جلو انداختن پروژه شان یک روز جمعه را در شرکت حضور داشته باشند ولی از پنجشنبه اکثرشان موبایلهایشان را خاموش کرده بودند و یا به sms های ارسال شده ما جواب نداند .&lt;BR&gt;خواسته بودیم که چندنفره یک طرح ده صفحه ای برای یک نرم افزار بنویسند ولی سرجمع مطالبشان به دو صفحه هم نرسید.&lt;BR&gt;میخواستیم چندنفرشان برنامه ای را یادبگیرند تا هفته بعد برای یکی از مشتریان برنامه را ارائه کنند ولی به شخصیتشان برخورده بود.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مشکلات دیگری هم بود ،مثلا انتظار داشتند نامه ها و گزارشاتشان را منشی شرکت تایپ کند و یا دیگران لقمه های حاضر آماده را برایشان مهیا کنند تا یک خط کد بنویسیند. جمله ای که همیشه در این موارد شنیدم این بود &quot;ما فقط میخواهیم برنامه نویسی کنیم &quot;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;اگرچه ادعا نمیکنم که بازار نرم افزار ایران یک بازار عالی با درآمد سرشار است ولی قویا اعتقاد دارم که میزان کار و درآمد نرم افزاری ها به روحیه  و توانایی های شخصی خودشان بستگی دارد.&lt;BR&gt;اگرمن دهها بار دیگر هم در شرایطی قرار بگیرم که مجبور به انتخاب از بین چنین افرادی باشم بازهم جواب من به افرادی با این روش فکری منفی خواهد بود .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;● پی نوشت ها&lt;BR&gt;دوست عزیز من آقای حاجلو توضیح نوشتند درخصوص این پست که بسیار منطقی و واقع گرایانه مطرح شده بود . متن بالا را اصلاح کردم که هم آنچه در ذهن خودم بود بهتر بیان شود و هم اینکه با سایر واقعیات جامعه تضاد نداشته باشد &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 20 Sep 2009 15:09:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kavehyn&amp;postid=81</comments>
<dc:creator>kavehyn</dc:creator>
<guid>http://kavehyn.blogfa.com/post-81.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
